«دوتوک» مستندی درباره رابطه انسان، خاطره، سرزمین و هویت /روایتگری از غنای فرهنگ مردم بلوچ با عروسک
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور: فیلم «دوتوک» به تهیهکنندگی و کارگردانی «هادی ثابت» در سومین جشنواره فیلم کوتاه و عکس روستا و عشایر (هزار و یک روایت) به عنوان بهترین فیلم از نگاه «عبدالکریم حسینزاده» معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور انتخاب شد.

با توجه به اینکه از میان آثار مختلفی که به جشنواره ارسال شده بود این فیلم از سوی معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور مورد توجه قرار گرفت و انتخاب شد؛ گفت وگویی با «هادی ثابت» تهیهکننده و کارگردان این اثر داشته ایم که در ادامه میخوانید:
بهعنوان نخستین پرسش، برای مخاطبانی که میخواهند پیشزمینهای درباره فیلم «دوتوک» داشته باشند، بگویید فیلم روایتگر چه داستانی است؟
«دوتوک»یک واژه ی بلوچی به معنای عروسک است؛ پس فیلم دوتوک درباره یک عروسک بومی در میان مردم بلوچ است؛ عروسکی که فراتر از یک اسباببازی ساده، بخشی از حافظه فرهنگی، هویت و میراث نسلهای گذشته این مردم را با خود حمل میکند. در روستای «تاجمیر» عروسکهای دوتوک با روایتها و خاطراتی از نسلهای پیشین پیوند خوردهاند؛ اما در سالهای اخیر، شرایط دشوار اقلیمی، خشکسالی و بادهای ۱۲۰ روزه سیستان، زندگی و معیشت مردم منطقه را با چالشهای جدی مواجه کرده است؛ در چنین شرایطی، فیلم به سراغ مردمی میرود که با وجود همه دشواریها، نمیخواهند بهسادگی از سرزمین و ریشههای خود دل بکنند. آنها تلاش میکنند از دل همین میراث فراموششده، راهی برای ادامه زندگی پیدا کنند
دوتوک؛ داستان رابطه انسان با خاطره، سرزمین و هویت خویش
برای من، دوتوک فقط داستان احیای یک عروسک نیست؛ داستان رابطه انسان با خاطره، سرزمین و هویت خویش است. در واقع، این عروسکها بهانهای شدند تا به زندگی مردمی نزدیک شوم که در مواجهه با بحرانهای محیطی و اقتصادی، همچنان برای حفظ پیوند خود با گذشته تلاش میکنند و فکر میکنم اهمیت «دوتوک» در همین نقطه است؛ جایی که یک موضوع ظاهراً کوچک و محلی، به پرسشی بزرگتر درباره انسان معاصر تبدیل میشود: وقتی شرایط زندگی دشوار میشود و بسیاری از داشتههای مادی و معنوی در معرض نابودی قرار میگیرند، چه چیزی به انسان انگیزه ماندن و ادامه دادن میدهد؟
جرقه انتخاب موضوع این فیلم در ذهن شما از کجا کلید خورد؟
من سالهاست در زمینه ی فرهنگ، میراث ملموس و ناملموس در ایران کار کرده ام؛ به جرأت میتوانم ادعا کنم که در پاسداری از این میراث فرهنگی، حفظ آن و تلاش برای انتقالاش به نسلهای آینده، دغدغهمندانهو مسئولانه عمل کردهام آن هم در حالی که در تمام این مسیر، از هیچگونه حمایت و پشتیبانی برخوردار نبودم.

عروسک بومی که پیوندی که میان زندگی و خاطرات مردم بلوچ ایجاد کرد
«دوتوک» از مواجهه با یک مسئله فرهنگی و انسانی شکل گرفت؛ مسئلهای که بهتدریج برای من ابعاد گستردهتری پیدا کرد. آنچه در ابتدا توجه مرا به خود جلب کرد، وجود یک عروسک بومی و پیوند آن با زندگی و خاطرات مردم بلوچ بود؛ اما هرچه بیشتر به این موضوع نزدیک شدم، متوجه شدم که با یک شیء فرهنگی صرف مواجه نیستم، بلکه با بخشی از حافظه یک جامعه روبهرو هستم که در معرض فراموشی قرار گرفته است.

برای من همیشه این پرسش وجود داشته که در زمانهای که بسیاری از مناسبات فرهنگی و شیوههای زیست بومی در حال تغییرند، چه کسی مسئول ثبت و روایت این جهانهاست؟ آیا باید منتظر بمانیم تا یک سنت کاملاً از بین برود و بعد درباره آن پژوهش کنیم، یا میتوانیم پیش از آنکه دیر شود، به سراغ انسانهایی برویم که هنوز حامل این میراث هستند؟در جریان نزدیک شدن به دنیای دوتوک، متوجه شدم که شرایط دشوار محیطی و اقتصادی منطقه نیز بر زندگی مردم و امکان تداوم سنتهایشان تأثیر گذاشته است. همین مسئله باعث شد موضوع برایم از ثبت یک میراث فرهنگی فراتر برود و به روایتی درباره تلاش انسان برای حفظ هویت و یافتن راهی برای ادامه زندگی تبدیل شود.

من معتقدم مستندساز نباید صرفاً به دنبال موضوعات عجیب، ناشناخته یا تصویری باشد که برای مخاطب جذابیت بصری دارد. گاهی مهمترین سوژهها در دل زندگی روزمره مردمی قرار دارند که صدایشان کمتر شنیده شده است. وظیفه ما این است که با دقت، احترام و صداقت به آن جهان نزدیک شویم و اجازه دهیم خود زندگی، پیچیدگیها و تناقضهایش را آشکار کند.
خاطرهای از روند فیلمبرداری و ساخت این اثر برای مخاطبان روایت کنید
اجازه بدهید بهجای جالبترین خاطره، از تلخترین خاطرهام بگویم و در یک جمله خلاصه کنم که از فیلم قرار بود حمایت شود اما نشد و من تنها با همراهی دوستانم توانستم کار به پایان برسانم. گاهی پایبند نبودن به یک تعهد، زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند که بهای آن را انسان با جان و زندگیاش میپردازد.به دلیل تأخیرها و پرداخت نشدن مبالغ وعدهدادهشده، من وتیم همراه نتوانستیم در زمان مناسب تجهیزات فیلمبرداری را بیمه کنیم. ما ناچار شدیم بدون بیمه، با تجهیزات ارزشمند و در شرایط دشوار جغرافیایی و آبوهوایی، کار را ادامه دهیم. این فیلم در سه فصل متفاوت فیلمبرداری شد و امکان متوقف کردن پروژه و انتظار برای رسیدن حمایتها وجود نداشت.
دوتوک در شرایط سخت آب و هوایی ساخته شد/حادثهای که نزدیک بود جان عوامل فیلم را بگیرد
باید فصل وزش بادهای ۱۲۰روزه سیستان را ثبت میکردیم؛ اگر آن فرصت را از دست میدادیم، تولید فیلم دستکم یک سال دیگر به تعویق میافتاد.در فصل پایانی فیلمبرداری، در زمستان و میان برف و سرمای کوهستان، اتفاقی افتاد که میتوانست پایان زندگی من و همراهانم باشد.در آخرین روز فیلمبرداری، به دلیل شنریزی جاده و نبود تابلوهای هشداردهنده و راهنمای مناسب، خودروی ما در جادهای کوهستانی از مسیر منحرف شد و پس از برخورد با کوه، همراه با تمام تجهیزات واژگون شد.

ما از حادثهای که میتوانست به مرگمان منتهی شود، جان سالم به در بردیم؛ اما خودرو و بخش بزرگی از تجهیزاتمان را از دست دادیم.تصور کنید در آخرین روز فیلمبرداری، پس از ماهها تلاش و تحمل دشواریها، در میان برف و سرمای استخوانسوز، خود را در دل کوهستان ببینید؛ با خودرویی آسیبدیده، تجهیزات از دسترفته، پروژهای که برای ساختنش از جان و مال خود مایه گذاشتهاید و هیچ پشتوانهای که بتوانید به آن تکیه کنید هم ندارید؛ در آنن لحظه، بیش از هر زمان دیگری احساس تنهایی کردم؛ تنهاییِ انسانی که برای حفظ بخشی از فرهنگ این سرزمین تلاش کرده، اما درست در لحظهای که بیش از همیشه به حمایت نیاز دارد، باید خودش بهتنهایی راه نجات را پیدا کند.
حتی نمیدانستیم چگونه و با کدام بودجه باید جرثقیلی برای انتقال خودرو به محل امن پیدا کنیم. بودجه شخصی ام به پایان رسیده بود و ناچار شدم از دوستانم پول قرض بگیرم تا بتوانیم خودرو را به شهری دیگر منتقل کنیم.و این، تنها یکی از هزینههایی بود که برای به پایان رساندن این فیلم پرداختیم؛ اما هزینهای که در هیچ صورتحساب تولیدی ثبت نمیشود: اضطراب، فرسودگی، خطر جانی و آن احساس تلخ که گویی در تمام این مسیر، هیچکس قرار نیست دستت را بگیرد.

امروز، با گذشت نزدیک به دو سال از تولید این فیلم، نهتنها تعهدات مالی بهطور کامل انجام نشده، بلکه حتی یک نفر کنار ما نایستاد تا بگوید: «میدانیم چه دشواریهایی را پشت سر گذاشتهاید. میدانیم برای ثبت و حفظ این میراث چه بهایی پرداختهاید. از شما ممنونیم که با وجود تمام این مشکلات، کار را رها نکردید. البته ما منتظر همچین روزی هم نیستیم چرا که فیلم را برای کمک به مردمان تاجمیر و عروسک هایشان ساختیم تا شاید ارتزاق بهتری داشته باشند .
شاید برای بعضیها، این فقط داستان تولید یک فیلم مستند باشد؛ اما برای من، روایت بهای سنگینی است که یک فیلمساز مستقل برای ثبت بخشی از هویت فرهنگی سرزمینش پرداخته است. من این فیلم را ساختم، چون باور داشتم میراث فرهنگی این سرزمین ارزش حفظ شدن دارد؛ حتی اگر هیچکس برای حفظ آن کنارم نایستد.
فضای خاص فیلم و ارتباط با محیط بومی چه تأثیری بر افق نگاه شما در ساخت آثار هنری در مقام یک هنرمند فیلمساز گذاشت؟
ساخت «دوتوک» بار دیگر برای من روشن کرد که محیط در سینمای مستند صرفاً پسزمینهای برای وقوع اتفاقات نیست؛ محیط میتواند یکی از عناصر اصلی روایت باشد. در این فیلم، سرزمین، باد، خشکی و شرایط اقلیمی تنها عناصری برای زیباییشناسی تصویر نیستند، بلکه با زندگی، تصمیمها و آینده مردمی پیوند دارند که روایت فیلم را شکل میدهند. به اعتقاد من، نمیتوان درباره مردم یک منطقه صحبت کرد، اما جغرافیا و شرایط زیستی آنها را نادیده گرفت. محیطی که انسان در آن زندگی میکند، بر روابط اجتماعی، شیوه معیشت، خاطرات جمعی و حتی نوع نگاه او به آینده تأثیر میگذارد.

میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که بتواند در زندگی امروز مردم معنا داشته باشد
بنابراین، شناخت محیط بومی برای من بخشی از شناخت انسان است، نه صرفاً یک انتخاب بصری. از سوی دیگر، این تجربه باعث شد بیش از گذشته به مسئولیت فیلمساز در مواجهه با فرهنگهای بومی فکر کنم. ما نباید مردم مناطق کمتر دیدهشده را صرفاً به نمادهایی از فقر، محرومیت یا رنج تبدیل کنیم. این جوامع، علاوه بر دشواریهایی که با آن روبهرو هستند، از دانش، خلاقیت، حافظه تاریخی، روابط انسانی و ظرفیتهای فرهنگی ارزشمندی برخوردارند. وظیفه سینما این است که بتواند همه این ابعاد را ببیند و از سادهسازی زندگی انسانها پرهیز کند. برای من، ارتباط با محیط بومی به معنای بازگشت نوستالژیک به گذشته نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم نسبت گذشته با اکنون و آینده است.
میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که بتواند در زندگی امروز مردم معنا داشته باشد. اگر تنها به ثبت ظواهر یک سنت بسنده کنیم، شاید تصویری از آن باقی بماند، اما لزوماً به درک عمیقتری از آن نرسیدهایم. فکر میکنم یکی از وظایف سینمای مستند این است که به ما یادآوری کند ایران فقط مجموعهای از شهرهای بزرگ و روایتهای شناختهشده نیست. در گوشهوکنار این سرزمین، جهانهای فرهنگی متنوعی وجود دارند که هرکدام بخشی از هویت جمعی ما را شکل میدهند. شناخت این جهانها، نهتنها برای ثبت گذشته، بلکه برای فهم بهتر جامعه امروز و ساختن آیندهای آگاهانهتر ضروری است.
فیلم شما از سوی شخص معاون توسعه امور روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری برگزیده شد. این انتخاب را میتوان نشانهای از اهمیت اثر در معرفی فرهنگ بومی دانست. چه احساسی دارید از اینکه معاون رئیسجمهور شخصاً فیلم شما را دیدند و آن را در میان آثار دیگر برجسته دانستند؟
باید بگویم که طبیعتاً دیدهشدن یک اثر هنری از سوی مسئولانی که با مسائل توسعه روستایی و مناطق کمتر برخوردار سروکار دارند، برای من اتفاق ارزشمندی است؛ بهویژه زمانی که موضوع فیلم درباره مردمی است که مسائل، دغدغهها و ظرفیتهای فرهنگیشان کمتر در مرکز توجه قرار میگیرد. از سوی دیگر آنچه اهمیت بیشتری دارد، دیدهشدن موضوعی است که فیلم درباره آن ساخته شده است؛ یعنی زندگی مردمی که در شرایط دشوار اقلیمی و اقتصادی، برای حفظ هویت فرهنگی و ادامه زندگی در سرزمین خود تلاش میکنند.
«عبدالکریم حسینزاده» معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور در اختتامیه سومین جشنواره فیلم کوتاه و عکس روستا و عشایر (هزار و یک روایت)

توجه معاون ریئسجمهور برایم ارزشمند و در عین حال مسئولیتی مضاعف برای ادامه مسیر بود
اگر یک فیلم مستند بتواند مخاطبی را که پیشتر شناختی از این جامعه نداشته، با بخشی از واقعیت زندگی آن آشنا کند و زمینهای برای گفتوگو درباره مسائل و ظرفیتهای آن به وجود بیاورد، به نظرم بخشی از وظیفه خود را انجام داده است. حال اگر این مواجهه به توجه بیشتر مسئولان و نهادهای فرهنگی نیز منجر شود، میتوان به ظرفیت سینما برای ایجاد ارتباط میان جهانهای مختلف اجتماعی امیدوارتر بود. یک فیلم زمانی به حیات واقعی خود ادامه میدهد که بتواند با مخاطبان مختلف ارتباط برقرار کند، پرسش ایجاد کند و پس از پایان نمایش نیز در ذهن مخاطب باقی بماند. از این منظر، چنین توجهی از سوی معاونت رئیسجمهور برای من هم مایه خوشحالی است و هم مسئولیتی مضاعف؛ مسئولیتی برای ادامهدادن مسیری که با دغدغه شناخت انسان و ثبت جهانهای کمتر دیدهشده آغاز شده است.
پس انتخاب شدن فیلمتان؛ مهمترین رسالت خود را برای معرفی جوامع بومی ایران به مردم کشور و جهان در چه عرصهای میدانید؟
فکر میکنم مهمترین رسالت من بهعنوان مستندساز، پیش از هر چیز، تلاش برای دیدن دقیقتر و روایت صادقانهتر زندگی انسانهاست. معرفی جوامع بومی نباید به نمایش لباسها، آیینها، صنایعدستی یا جاذبههای گردشگری محدود شود. این عناصر بخشی از هویت فرهنگی هستند، اما برای شناخت یک جامعه کافی نیستند. ما باید بتوانیم درباره شیوه زیست، روابط انسانی، دانش بومی، دشواریهای معیشتی، تغییرات اجتماعی و امیدهای مردمی نیز فیلم بسازیم که بخش مهمی از تنوع فرهنگی ایران را نمایندگی میکنند.
غنای فرهنگ مردم بلوچ را ببینیم
در مورد مردم بلوچ و منطقه سیستان، برای من اهمیت موضوع در این است که بتوانیم هم غنای فرهنگی این مردم را ببینیم و هم با واقعیت دشواریهایی که با آن مواجهاند، صادقانه روبهرو شویم. نه باید فرهنگ را به تصویری تزئینی و نوستالژیک تقلیل دهیم و نه باید مردمی را که درباره آنها فیلم میسازیم، صرفاً از دریچه محرومیت معرفی کنیم.
انسانها بسیار پیچیدهتر از این دو تصویر هستند. من همچنین معتقدم مسئولیت فیلمساز در قبال جامعهای که درباره آن فیلم میسازد، با پایان فیلمبرداری تمام نمیشود. باید تلاش کنیم روایت ما به شناخت بهتر آن جامعه کمک کند، شأن و کرامت انسانهای حاضر در فیلم را حفظ کند و صدای آنها را بدون تحمیل پیشداوریهای خودمان به مخاطب برساند.
در سطح بینالمللی نیز سینمای مستند ظرفیت مهمی برای ایجاد ارتباط میان فرهنگها دارد. مخاطبی که هیچ شناختی از روستای تاجمیر یا زندگی مردم بلوچ ندارد، ممکن است از طریق داستان یک عروسک با جهانی آشنا شود که پیشتر برایش ناشناخته بوده است. اما اگر این فیلم بتواند او را از شناخت یک عروسک به درک تجربه انسانی مردمی برساند که با مسئله هویت، تغییرات اقلیمی، تعلق به سرزمین و آینده خود مواجهاند، آنوقت ارتباطی فراتر از مرزهای جغرافیایی شکل گرفته است. من نمیخواهم ادعا کنم یک فیلم میتواند بهتنهایی مسائل پیچیده یک منطقه را حل کند؛ اما باور دارم سینما میتواند آنچه را نادیده مانده، قابل دیدن کند و درباره آنچه کمتر شنیده شده، امکان گفتوگو به وجود بیاورد.
برای من، ادامه این مسیر یعنی ساختن آثاری که هم ریشه در واقعیت زندگی مردم این سرزمین داشته باشند و هم بتوانند با مخاطبی فراتر از مرزهای ایران ارتباط برقرار کنند. «دوتوک» برای من بخشی از همین تلاش است؛ تلاشی برای اینکه پیش از فراموششدن یک روایت، فرصتی برای شنیدهشدن آن فراهم کنیم. این روزها فیلم مسیر بین المللی خود را در پیش گرفته باز هم با هیچ پشتوانه ای ، این روزها فیلم در معتبر ترین فستیوال جهانی سینمای مستند «جی هلاوا » در جمهوری چک اکران است . ما اسم دوتوک را با این فیلم به اروپا کشاندیم ، همچنین فیلم در ۱۹ آبان ماه در بزرگترین رویداد فرهنگی جهان که در کراچی پاکستان برگزار میشود منتخب به اکران شده است وبرابر چشم هزاران نفر قرار خواهد گرفت .
چهار دعوتنامه برای جشنوارههای خارجی ویژه فیلم «دوتوک» که نیاز به حمایت دارد
اکنون ۴دعوت نامه از معتبر ترین فستیوال های اروپا را جهت حضور و اکران فیلم دریافت کرده ام اما به دلیل نبود حمایت سازمانی پرداخت هزینه های حضور برایم دشوار میشود و از این اتفاقات مهم که شاید برای هر انسان در طول مسیر فیلمسازی یکبار اتفاق بیافتد جا میمانم . اما مهم این است که دوتوکها مسیرشان را یافته اند و بدون حضور من هم میتوانند با مخاطبینشان در سراسر جهان ارتباط برقرار کنند