همراه با حلقه های کتابخوانی
موکب آمستردام
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد از استان تهران بهزاد دانشگر این بار در موکب آمستردام به سراغ موکبی خاص و متفاوت رفته و روایت خادمان آن را برای ما به رشته تحریر درآورده.
موکبی که خادمینی چند ملیتی دارد. روایتهایی که برخی شیرین اند و برخی البته تلخ هستند. موکبی که میزبانانی خاص دارد. مردان و زنانی از خطه افغانستان که حالا در کشور عراق، میزبان زائران امام حسین بودند و هرکدامشان کوله باری از خاطره دارند.
افغانستانی هایی که صرفا ساکن ایران نبوده، بلکه شماری از آنها از کشورهای اروپایی به عراق آمده بودند. شما با خواندن خرده روایتهای کتاب موکب آمستردام، با روایتهایی زیبا از این حماسه بزرگ آشنا خواهید شد. موکب آمستردام 135 صفحه دارد و در بخشی از آن اینگونه میخوانیم:
"بار اولم هست که میآیم کربلا. نفهمیدم اصلا چطور جور شد. راستش را بخواهید مادرم پارسال رفت کربلا. مادرم همیشه از کوچکی دو تا آرزو داشت. میگفت دوست دارم اول بروم مکه و بعد کربلا. دو سال پیش توانست با پدرم مکه برود. پارسال همه دخترها با هم صحبت کرده بودیم که برویم کربلا. مادرم که فهمید گفت من هم خیلی دوست دارم بیایم. مادرم دو تا بچه کوچک دارد. گفتم مامان تو برو. گفت نه این خیلی نامردیه. تو نیت کردی من برم؟ گفتم نه دوست دارم اول مادرم برود. خلاصه اینکه پارسال قسمتم نبود…"
پایان پیام /