از دشتهای گلستان تا آسمان تهران؛ سفری با کوله باری از اشک برای آخرین وداع
جمع کثيري از جوانان و بزرگان کانونهاي فرهنگي هنري مساجد استان گلستان با قلبي لبريز از اندوه، براي شرکت در مراسم نماز پيکر و تشييع «آقا» و خانوادهي شهيدش راهي تهران شدند تا در آخرين نماز،با ايشان وداع ابدي کنند.
شناسه خبر : 75715 تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۴۰۵ زمان انتشار : ۱۱:۰۹
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان گلستان؛ ساعت ۸ صبح امروز، تهران در سکوتی سنگین فرو رفت تا تکبیری برخواست که لرزه بر اندام تاریخ انداخت.
در اين صبح غمبار، قلبهاي تپنده کانونهاي مساجد گلستان، راهي پايتخت شدند تا در آخرين نماز، در کنار پيکر «آقا» و خانوادهي شهيدش به خاک افتند و با مردي خداحافظي کنند که نه تنها يک رهبر، بلکه پناهگاهي از عشق و خلوص بود.
جوانان و ریشسفیدانی که امروز با چشمانی سرخ از اندوه، کیلومترها مسیر را پیمودند تا نه فقط برای ادای تکلیف، بلکه پاسخی به سالها «دعای بیمنت» او بدهند؛ مردی که در سحرگاهان، نام آنها را در پیشگاه خدا میبرد و از آسمانها برایشان طلب خیر میکرد.
امروز در یک تقارن تلخ و شیرین، نوبت این جوانان بود که با اشکهایشان، پاسخ آن دعاها را در قلب تهران و در کنار پیکر او بر زمین بزنند.
نماز پیکر «آقا»، تنها یک مراسم تدفین نبود، بلکه تجلی عروجی بود که در خیالهای لرزان ما نمیگنجید،او مردی بود که در هر تکبیرش بوی خلوص میداد؛ شخصیتی از نوادر تاریخ شیعه و ایران که سدهها بعد از بزرگی و عظمتش سخن خواهند گفت.
اما این بار، عروج او با اندوهی عمیقتر و شکوهی بیمانند همراه بود؛او در اوج ایستادگی، در حملهی ظالمانهی آمریکا و رژیم صهیونیستها به مقام شهادت رسید؛ اما در این سفر ابدی تنها نبود و تمام هست و نیازش را با خود به آسمان برد.
در میانهی شعلههای این شهادت، نوه عزیزش، عروسش، دخترش و دامادش نیز همسفر او شدند؛ گویی این خانواده در یک پیمان عاشقانه تصمیم گرفتند همگی در آغوش شهادت آرام گیرند تا به جهان نشان دهند که هیچ عشقی، حتی عزیزترینهای زندگی، بزرگتر از عشق به خدا نیست. این خانواده، در مسیری همسوی با شهدای عاشورا، همگی را برای نجات دین و ایران فدای راه حق کردند.
او رفت تا بذر ایستادگی و ایمان در این سرزمین هرگز خشک نشود و درخت ولایت، با خون شهادتش، استوارتر از هر زمان دیگر در قلب ایران ریشه بدواند.