نشانی دلم این است: مشهد... پنجره فولاد، کنار زخم، جنبِ انتظارِ التیامِ تو
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد خراسان شمالی؛ کاروان زیر سایه خورشید در هوای بارانی آسمان شهر فاروج و قلب دلتنگ و خیس بچه مسجدی های میزبان در استان خراسان شمالی بدرقه شد.
ساعت بدرقه هم ساعت تماشا است هم مرور؛ فاصله آمدن و استقبال در تلاش امام رضایی اهالی مسجد، که پنج شنبه شب سوم اردیبهشت ماه رقم خورد و با خانواده عزیز شهدای جنگ رمضان و لاله های اهدایی به استقبال پرجم داران رضوی رفتند تا حماسه اقتدار میدان در مبارزه خستگی ناپذیر و جهاد در هم حل شود و عاشقان از میدان رزم روانه حرم دوست شوند.
مهمان نوازی مردم بجنورد در روستای درصوفیان، شور و شوق نوجهادان امام رضایی و عیادت از بیماران و جشن محله و گفتگو با مردم از قاب برنامه زنده تلویزیونی و البته تکریم ودست بوسی خانواده شهدا و تکریم بسیجیان محافظ میدان شهر هم در تصاویر مرور می شود.
بچه های مسجد شهرستان تازه تاسیس مانه و تجمعات روستایی و شعارهای مرگ بر آمریکا و تکمیل برنامه ها با تاسی از پیام رهبر عزیز در توصیه نوروزی "اول خانواده شهدا" هم در جمع مسجد برنامه ریزی و انجام شد و روی ذهن خاطره نشست.
هر لحظه از این مرور جای لبخند ِدلتنگی نقش می بندد، لبخند دوستی و وحدت در کوهستان شهدایی جرگلان و رنگ اتحاد امام رضایی در قاب خانواده شهدای اهل تسنن که سر بر پرچم متبرک گذاشتند تا وطندوستی هم به این قاعده افزوده شود.
گرمه کارکنان پرتلاش خانه رب فرحزاد، جتماع مردمی ایور و تکریم خانواده شهدا و پس از آن تلاش های جاجرمی ها در میزبانی از کاروان خدام رضوی و داستان روستا به روستا ارادت به خانواده شهدا در قاب تصاویر شهرستان بام و صفی آباد، عیادت از بیماران بیمارستان امام خمینی(ره) و تکریم خانواده شهدای اغتشاشات دیماه گذشته هم چند تصویر ناب توسل به امام مهربانی در اسفراین نقش بست.
بانوان پرتلاش کانون امام سجاد(ع) شیروان که همگی از معلمان پرتلاش مسجدی هستند و شب میلاد امام مهربانی را برای کاروان زیر سایه خورشید میلادی شهدایی و تکریم خانواده شهدا ترسیم کردند.
و ایستگاه آخر که عیادت از بیماران در روز میلاد امام رضا رقم خورد تا نام معجزه گر و شفابخش امام رضا(ع) داروی نسخه های دلتنگی و التیام باشد.
ساعت بدرقه علاوه بر این تصاویر، عطر امید دارد، امید به دوباره توفیق بندگی و خدمت، توفیق زیارت و توفیق پذیرفتن، و مثل کبوتر ها به همان حال استقبال و پرواز به سمت صحن و سرا ماندن دل، که خودش شوق تازه نفسی است.
اما ما که کبوتر نمی شویم امام دلمان به گلدسته های شما خوش است...
دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن
و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت
پایان/