فاروجی ها شاعر ِ کرامتِ ایوان طلا شدند

فاروجی ها شاعر ِ کرامتِ ایوان طلا شدند

اشک ها جنس غريب زيارت داشت؛ اين دلِ سنگِ مرا، «گريه» عجب بود عجب! دَمِ «نقاره زنت» گرم، غريب الغربا (ع) ....
شناسه خبر : 74320 تاریخ انتشار : ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ زمان انتشار : ۲۳:۳۸

به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد خراسان شمالی؛  "هوایت به دل بود هر روز و شب  پس از مدتی انتظار آمدم "  این معنی چشم ها ی منتظر بود که دستشان را گذاشته بودند توی دست های مسجد و راهی داستان امام رضایی شدن،  شده بودند ، کاروان از انتهای خیابان می آمد به سمت ما و قصه ای که می خواست در شهرستان فاروج نوشته شود و بعد هم در تولدی دیگر ثبت شود.

 

همه آمده بودند، با شعر و بیانیه و هر چه که از دست ِدلدادگی بر می آمد، "دختران ماه" که همین روزهای نه چندان گذشته چادر زهرایی به سر کرده بودند و در حد و حدودهای تکلیف الهی، وظیفه بندگی را تمرین و ادا می کردند، با کلمات روشن و مهمان نوازشان به پیشواز رفتند.

امام جمعه و فرماندار و همراه دبیر ستاد کرامت استان خراسان شمالی و مدیر ستاد هماهنگی کانون های مساجد استان و تنی چند از فرهنگیان و بسیجیان و نظامیان عزیز هم در این قافله استقبال عاشقانه دیده میشدند و حضور داشتند.

داستان  از یک نشست صمیمان در دفتر حجت الاسلام سویدانلویی، امام جمعه فاروج آغاز شد و نغمه ای صفای قلب زارم  همه را راهی حرم کرد تا روز میلاد امام رضا(ع) زائر بارانی حرم باشیم.

ایستگاه بعدی عاشقانه های منتظر عرض ارادت در شهر تیتکانلو بود، یک منطقه که تازگی ها شهرداری و بخشداری مستقل برای خودش یافته و خیابان ها از حالت روستایی و کم عرض به حد عبور و مرور وسیله نقلیه سنگین و پیاده رو های وسیع و خیابانهای عریض شهری رسیده است، مردم با تصاویری از غم امام شهید و دلگرمی و امید به آینده امام جدید امت، و برخی نیز به یاد شهدای خدمت و شهید آیت الله رییسی عزیز  به میدان استقبال آمده بودند و تا سر بر پرچم آستان متبرک امام رضایی بگذارند و دل شان روانه مشهد الرضا شود.

همراه مردم به خانه "هادی هاتفی" جانباز و ایثارگر روزهای جنگ تحمیلی 8 ساله رفتیم، قرار بود عروسی دخترش برگزار شود، اولین مهمان عروسی  کاروان امام رضا بود و کارت عروسی هم از قبل نوشته شده بود، روی قلب های صورتی و ارغوانی کارت  دعوت  "لبیک یا خامنه ای"  خدمت امام رضای عزیز  مهمترین نوشته ای بود که به چشم می خورد...

خانه سبز بودو سردر آن با پرچم عزیز جمهوری اسلامی تزیین شده بود مردم همراه کاروان به خانه این جانباز عزیز آمدند که زخم های بیشمار جنگ در عملیات های مختلف را بر چهره و تن داشت.

 

روز، روز امام رضا بود و دل های شفا جو منتظر، بچه های مسجد به رسم کرامت امام رضایی به عیادت بیماران رفتند و  مادران پرستار که فرزند معلول داشتند و همسران فداکاری که سالها پرستاری از همسر را به جان خریده بودند حالا زائر عزیز امام رضا بودند و  این مهربانی زیر سقف صبورشان تقسیم میشد.

 

دیدار با نیروهای ارزشمند سپاه پاداران و قدردانی از جهاد خستگی ناپذیرشان میدان بعدی تکریم امام رضایی بود و قبل از آن نیز عیادت از بیماران بخش های مختلف بیمارستان شهدای  فاروج و نیز عیادت از نوزادان تازه متولد شده و مادران، غزلخوانی نام زیبای رضا بر گوش نوزاد تازه متولد شده نیز از زیبایی های فاروج امام رضایی بود.

 

مادر شهید "سلیمان جوان" از شهدای دفاع مقدس 8ساله و مادر عزیز شهید مقیم دیگر میزبانان روز میلاد امام رضا از سفیران رضوی و اهالی مسجد بودند که حتی محدودیت پای گچ گرفته و پشت خمیده  مانع زائر شدن آنها نشد و چشم های بارانی شان به ضریح حرم رسید تا داستان به صفحه آخر برسد و هوای تازه عاشقی بر صورت آسمان زمین ماندگار شود.

 

گفتنی است؛ کاروان زیر سایه خورشید از چهارم تا نهم اردیبهشت ماه مهمان استان خراسان شمالی بودند و در این روزهای بهاری و زیبا در برنامه های متنوع و مختلف با اولویت دیدار با خانواده شهدا همراه بچه مسجدی ها شدند و نغمه امام رضایی را به شهرستانها  و مناطق شهری و روستایی این استان بردند.

 

پایان/