تجلی پیوند مسجد و میدان در باران کردکوی/ کانون «آدینه» علمدار شب سیوهفتم ایستادگی
جوانان سپيدسيرت کانون فرهنگي هنري «آدينه»شب گذشته در ميان بارش باران، سيوهفتمين فصل از حماسه ايستادگي مردم کردکوي را ورق زدند. بچههاي مسجد با حضور پرشور خود ثابت کردند که ايمانِ ريشهدار در صحن کانون، با هيچ سيلابي سست نميشود و مسير مسجد تا ميدان مقاومت، کوتاه و هموار است.
شناسه خبر : 73458 تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۴۰۵ زمان انتشار : ۱۰:۲۸
به گزارش روابط عمومی ستاد هماهنگی کانون های فرهنگی هنری مساجد استان گلستان؛دوباره شب، دوباره باران و دوباره قصهی بیپایان ملتی که خستگی را خسته کردهاند.
اینجا کردکوی است؛ شهری که شب سیوهفتم ایستادگیاش را نه در خانههای گرم، بلکه در ضیافت قطرههای سرد باران بود.
آسمان بخل ورزید و بارید، اما زمین کردکوی از نفسهای مردمی که ایستادن را مشق کرده بودند، گرم بود،گویی باران آمده بود تا غبار از چهرهی خیابانها بشوید و آینهای بسازد برای انعکاس تصویر مردمی که زیر چتر ولایت، هیچ طوفانی تکانشان نمیدهد.
در میان این هیاهوی رحمت و حماسه، قامت جوانان و اهالی سپیدسیرت کانون فرهنگی هنری « آدینه» تماشاییتر بود.
بچههای مسجد، همانها که دیوارهای کانون را با دعای کمیل و ندای مقاومت متبرک کردهاند، شب گذشته ثابت کردند که اگر ایمان در دل ریشه بدواند، سیلاب هم نمیتواند قدمها را سست کند. آنها آمدند تا بگویند میان مسجد و میدان هیچ فاصلهای نیست.
نگاه که میکردی، دانههای باران روی صورت پیرمردی میلغزید که با لبخند، سیوهفتمین شب وصال را به نظاره نشسته بود. کودکی که دست در دست پدر، پرچم کوچکاش را از گزند باران حفظ میکرد تا بگوید:ما برای این خاک، از خیس شدن که هیچ، از جان گذشتن هم ابایی نداریم.
شب سیوهفتم در کردکوی، با طنین گامهای استوار مردمی به پایان رسید که ثابت کردند، باران نه بهانهای برای رفتن، که ترنمی برای ماندن و سرودن غزل پیروزی است. کردکوی دیشب خیس باران بود، اما لبریز از نوری که از قلبهای تپنده به سوی آسمان پر میکشید.