مرثیه کلمات در سوگ «خورشید امت»؛ نجواهای بارانی مدیر کانون«شهدای گلریز» علیآباد کتول
به گزارش روابط عمومي ستاد هماهنگي کانونهاي فرهنگي هنري مساجد گلستان، برخي دردهاي بزرگ را نه با کلام معمولي، بلکه تنها با زبان شعر ميتوان روايت کرد.
شهادت مظلومانه «قائد امت»، دلهاي اهالي مسجد در نگارستان اقوام را چنان به لرزه درآورد که هر يک به زبان هنري خويش، سوگنامهاي ماندگار را به ثبت رساندند.
«خاتون قرهخاني»، شاعر و مدير کانون فرهنگي هنري «شهداي گلريز» شهرستان عليآباد کتول، در سرودهاي که از عمق جانش برخاسته، تصويري از دلتنگيهاي يک امت داغدار را ترسيم کرده است.
او در اين ابيات، از پاييزي ميگويد که با عروج آقا به جان تقويمها افتاده و از پيماني سخن ميگويد که حتي در هجوم درد و سکوت نيز گسسته نخواهد شد.
اشعار اين بانوي هنرمند، بازتابدهنده حال و هواي اين روزهاي مساجد استان است؛ جايي که هر بيت، قطره اشکي بر مزار خاطراتي سبز و گامي براي تجديد عهد با راهي است که هرگز به بنبست نميرسد.
متن اين سروده احساسي به شرح زير است:
هنوز فصلِ بارانيات نرفته از يادم آقا
بساطِ شعرِ تو باز هم نشسته در جانم آقا
حضورِ تو آيينهدارِ تمامِ دردِ پاييز است
هوايِ مهرِ تو باز پر کرده دين و آيينم آقا
کجا رفتهاي ساقي در اين ازدحامِ پردرد
که عطشِ عشقِ تو ثبت است در اسرارم آقا
بيا تمامِ دردها باز رخنه کرده است در ما
بهرغمِ اينکه ردِ پايت حک شده در يادم آقا
سکوتِ تو در عمقِ فريادم ثبت شده است
در اين عمقِ درد باز هم نشکسته پيمانم آقا
غريبه است رنگِ باران با تمامِ انتظاراتم
و وهمِ درد ميبارد به رويِ سر و سامانم آقا
پروانهتبار در رويشِ تو دوباره پاييزم
در سوگِ تو چون شمع تا سحر ميسوزم آقا